تبليغاتX
MTVideos
 
    

 Wer ist hier der Weihnachtsmann?

سلام به همه

بعد از مدتی بی خبری از توماس، بالاخره یه مصاحبه خوب پیدا شد! حرف های توماس طبق معمول بامزه ست.

امیدوارم از خوندن این مطلب در آستانه سال نو میلادی لذت کافی رو ببرید.

 

 

اینجا چه کسی بابانوئل است؟

 

  

توماس آندرس- اختصاصی Frau im Spiegel  این خواننده توضیح می دهد که چگونه در میان عزیزانش 

شب کریسمس را جشن می گیرد، چرا پسرش دیگر به بابانوئل اعتقاد ندارد و اینکه شاید به زودی بچه دیگری در خانه پیدا شود.

 

" بالاخره کریسمس شد!" توماس آندرس 44 ساله مسلما با حسرت این جمله را خواهد گفت، وقتی که شب کریسمس با خانواده اش زیر درخت کریسمس می نشیند و به خاطر چند روز تعطیلی کریسمس خوشحال می شود. این خواننده، 70 کنسرت در سال 2007 برگزار کرد و یک آلبوم جدید هم در برنامه دارد. " من بیشتر از زمان مدرن تاکینگ کار می کنم." اما با این وجود، او برای Frau im Spiegel وقت گذاشت تا درباره برگزاری جشن کریسمسی که در راه است، با همسرش کلودیا؛35 ساله، و پسرش الکساندر، 5 ساله، گپی بزند.

 

- پسرتان هنوز هم به فرشته کوچولوی کریسمس اعتقاد دارد؟ [ بچه ای که در اعتقاد کودکان هدایای کریسمس را می آورد.]

- او به فرشته کریسمس اعتقاد دارد و مثل همه ما آن را تصور می کند: او یک فرشته است، لباس سفید پوشیده، موهای بلند طلایی و بال دارد.

- به بابانوئل چطور؟

  

- به او هم هنوز اعتقاد دارد. این طور فکر می کردم. تا سال گذشته. آن موقع یک بابانوئل به سوی ما آمد. پدر زنم این نقش را بازی می کرد. او در یک مغازه کرایه لباس، یک پالتوی قرمز، ریش سفید، یک کیف بزرگ، یک کتاب طلایی و یک چوب دستی کرایه کرد. ما به پدر زنم اخطار هم دادیم که نباید حتی یک کلمه صحبت کند. وقتی که او در چارچوب در ایستاد، الکساندر به پهلوی من زد و خیلی آهسته در گوشم گفت: " هی، فکر کنم او بابابزرگ است!" من حتی گفتم:" مسخره است، او دارد تنیس بازی می کند!" فکر کنم الان مشکوک شده است.

- پسرتان برای خودش چه آرزویی کرد؟

 

- او به زنم یک لیست بلند بالا دیکته کرد. از ست کشتی دزدان دریایی Playmobil گرفته تا کتاب هایی درباره حیوانات دریایی. من به او گفتم:" الکساندر، این طوری نمی شود. بسیاری از بچه ها فقط یک هدیه می گیرند یا گاهی هم هیچ هدیه ای نمی گیرند." اما او مرا آگاه کرد و گفت:" بابا، کاملا اشتباه فکر می کنی. من اجازه دارم همه چیز را برای خودم آرزو کنم. ولی من نگفتم که می خواهم همه چیز داشته باشم!"

 

- امسال را چگونه جشن می گیرید؟

- در 23 دسامبر درخت را تزئین می کنیم. ما درب اتاق نشیمن را با یک پرده می پوشانیم و الکساندر دیگر اجازه ورود به آنجا را ندارد. این کار باعث هیجان فوق العاده زیادی می شود. در 24 دسامبر حدود ساعت 17 به کلیسا می رویم. وقتی به خانه می آییم، الکساندر را به اتاق خودش می فرستیم. من به اتاق نشیمن می روم، شمع های روی درخت و موسیقی را روشن می کنم و با صدای کاملا بلند داد می زنم: " آه! فرشته کوچولوی کریسمس اینجا بوده است!" بعد هم کادوها را می دهیم.

- الکساندر استعداد موسیقی شما را به ارث برده است؟ آهنگ های کریسمس را می خواند؟

- نمی خواهم بگویم در زمینه موسیقی بی استعداد است. او خیلی خوب می تواند تن ها را ادا کند. ولی وقتی او را با خودم مقایسه می کنم باید بگویم: من در پنج سالگی از نظر موسیقی علاقه مند تر از او بودم.برای خودم آهنگ های کریسمس را می خواندم. و وقتی 6 سالم بود اولین اجرای عمومی ام را داشتم. من الکساندر را بیشتر یک هنرپیشه می بینم.

- چرا؟

- او لذت می برد مقابل دوربین ژست بگیرد. این مطلب را عکس برداری برای Frau im Spiegel هم بار دیگر نشان داد. ژست گرفتن به او می آید.

- شما یک خریدار لحظه آخری هستید یا یک برنامه ریز هدفدار خرید هدیه؟

- من یقینا خریدار دقیقه نودی نیستم. وقتی چیز فوق العاده ای ببینم، آن را می خرم. اما در زمان کریسمس هول نمی کنم. و برای همین موهایم از استرس خرید هدیه، سفید نمی شود.

- تا به حال همسرتان را با یک سورپریز واقعی تحت تاثیر قرار داده اید؟ 

- یک بار به هم قول دادیم که در کریسمس هیچ هدیه ای به هم ندهیم. اما من برای او گوشواره برلیان

خریدم. کلودیا هم سر قولش نماند و بعد از

مدت کوتاهی بلند شد تا هدیه ای که برای من خریده بود را بیاورد. وقتی که رفت، من گوشواره ها را در گیلاس شامپاین اش انداختم. وقتی که آخرین جرعه را خورد،تقریبا نزدیک بود برلیان ها را قورت بدهد. این سورپریز را انجام دادم!

- خیلی از روابط افراد معروف از هم پاشیده می شود. دستورالعمل زندگی مشترک شما چیست؟

- اوقات ما به جستجوی بی پایان برای خوشبختی واقعی می گذرد. همیشه باید انگیزه ای وجود داشته باشد. وقتی که دیگر انگیزه ای وجود ندارو، فورا باید فکر کرد: " چرا دیگر حرکتی وجود ندارد؟" به جای اینکه بگوییم: " خیلی خب، این هم یک مرحله است که من و همسرم باید در آن زندگی کنیم." توماس و کلودیا آندرس هم هر روز جشن و آتش بازی ندارند.

- همسرتان حسود است؟

- چه کسی حسود نیست؟ اما در زمان طولانی که من در سفر هستم، زنم هم می تواند با کسی آشنا شود. من با بقیه خانمها صمیمانه گپ می زنم، به زنهای دیگر نگاه هم می کنم. با ازدواج کردن که آدم کور نمی شود. اما من در زندگی ام خوشبخت هستم. برای 5 دقیقه تفریح زندگی ام را به بازی نمی گیرم. هورمون هایم هم این قدر غیر عادی عمل نمی کنند.

- یک خواهر یا برادر کوچکتر برای الکساندر چطور است؟

- ممکن است اتفاق بیفتد. شاید وقتی که اسباب کشی کردیم. ما از پنت هاوس مان به یک خانه با باغ اسباب کشی می کنیم. آنجا برای فرزند دوم جا خواهد داشت.

 

 

منبع: Frau im Spiegel

 

 

نوشته شده توسط بنیامین در Sat 29 Dec 2007 و ساعت 3:20 PM                            
 
 


     
Menu
Home Page
Email Me
Video List
Archive
 
Archive
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384

Link Partners
ThomasAnders Ali
Thomas Anders Voice
MT Will Survive
Anti Filter
Dictionary
Computer Learning
Shiraz City

Counter

Online User:
Total View: