تبليغاتX
MTVideos
 
    

 Die 18. TA Fanclub-Party in Koblenz (Part 01) TA-Online

سلام
گزارش Fanclub-Party به نقل از سایت TAO (پارت اول)

                           Wir Sind Jetzt Volljährig!!!  -  Die 18. TA Fanclub-Party in Koblenz 
                           ...حالا ما بالغ هستیم!!! – هیجدهمین Fanclub-Party توماس آندرس در کوبلنز  
      
برای ما و همه طرفداران دیگر توماس آندرس، هر ساله بعد از کریسمس و شب سال نو، وقتی بقیه مردم دوباره به سمت کارهای "روزمره" می روند، یک تاریخ کاملا خاص دیگری هم وجود دارد- اولین تعطیلات آخر هفته در ژانویه!
زمانی که با دیگر طرفداران توماس ملاقات کرده و تبادل نظر می کنند و طبیعتا مهم تر از همه، توماس و کلودیا را بار دیگر از نزدیک می بینند، با چیزهای تازه روبرو می شوند و از آهنگ های توماس لذت می برند.
در همین جا می خواهیم به توماس، Guido و تیمش، کلودیا و به همه افرادی که کمک کردند، یک "متشکریم" بگوییم. متشکریم به خاطر روط فوق العاده ای که در هر سال جدید، رویدادی کاملا خاص است.
بنابراین ما در 05.01.07 (واقعا برای بار چندم؟) به سمت کوبلنز راه افتادیم. برای این بعداز ظهر، ما بازدید کنندگان سایت مان را به یک چت زنده در رستوران اینشتین دعوت کرده بودیم. تفکرمان هم این بود که مثل سال قبل، چت هفتگی مان را به خاطر سفر لغو نکنیم، بلکه به جای ملاقات مجازی، یکبار هم حقیقی و با صرف یک غذای خوشمزه دیداری داشته باشیم.
حدودا 40 نفر از آلمان، اسپانیا، ایتالیا، روسیه سفید و یونان دعوت ما را پذیرفتند. کسانی که بار اولشان بود، اصلا نمی توانستند انتظار چنین چیزی را داشته باشند و حدود ساعت 17:30 در اتاق هتل مان با هم دیدار کردیم. حتی یک "مهمان افتخاری" هم در این بعداز ظهر داشتیم، چون Thilo W. نوازنده ساکسفون از گروه توماس، می خواست جمع متنوع طرفداران TA را برای یکبار هم که شده از نزدیک شاهد باشد و برای همین برای ناهار آمد.
بسیاری از ما حاضرین در گفتگو همدیگر را از مراسم دیگر می شناختیم و "تازه واردها" هم زود با دیگران وارد صحبت شدند. وقتی ما فهمیدیم که 3 هوادار اسپانیایی، نه آلمانی و نه انگلیسی نمی فهمند، واقعا درمانده شدیم! فقط خوب شد که ورونیکا از روسیه سفید آنجا حضور داشت. از آنجا که او به آلمانی، روسی، اسپانیایی و انگلیسی صحبت می کند، می توانست به خوبی ترجمه کند و برای طرفداران اسپانیایی امکان شرکت در بحث را فراهم کند.
ما هم این بعداز ظهر را مشابه سال قبل برگزار کردیم. چه کسی در چه مراسمی بود؟ کجا همدیگر را ملاقات کردیم؟ اینکه توماس در انتخاب اولیه گراند پریکس برنده نشد خوب بود یا بد؟ همین طور سوالات، آرزوها و انتظارات آینده هم به این گفتگو وارد شد. در مجموع باز هم بعداز ظهری فوق العاده زیبا داشتیم که در آن احساس راحتی زیادی می کردیم. بعد از صرف آخرین مشروب، کمی قبل از نیمه شب به سمت هتل راه افتادیم. خسته از آن روز و هیجان زده از اینکه فردا پارتی برای ما چه خواهد آورد.
در صبح روز بعد، اول با خوردن صبحانه مفصل خودمان را تقویت کردیم. چون با توجه به سال های قبل می دانستیم که این روز اگرچه بسیار زیباست، ولی انرژی زیادی می برد. اتاق سرو صبحانه در IBIS به طرز باورنکردنی در اشغال هواداران بود و بعضی ها هم خیلی زود به سمت KuFa راه افتادند.
برای همین جای تعجب هم نبود که از ساعت قبل از 12، صف های طولانی در جلوی Kultur Fabrik (KuFa) و بعد هم در قسمت پله ها تشکیل شد. نتوانستیم دقیقا بفهمیم مشکل از کجا بود، ولی امسال ورود خیلی به کندی صورت گرفت و برای طرفداران به شدت اعصاب خردکن بود. شاید خیلی ها برنامه زمانی (ورود ساعت 12، شروع مراسم ساعت 14) را اشتباه متوجه شده بودند. چون شروع مراسم با عکس گرفتن با توماس بود که مثل هر سال برای آن وقت گذاشت و تا حدود 16:30 عکاسی طول کشید. شاید هم به خاطر نبودن مراحل اعلام قبلی برای شرکت در پارتی، طرفداران بیشتری نسبت به آنچه انتظار می رفت آمده بودند؟ به هر حال امسال طرفداران خیلی بیشتری نسبت به پارسال خواهان عکس گرفتن با توماس بودند و برای همین برنامه زمانی یک مقدار به تاخیر افتاد. منصفانه تر این است که بگوییم این زمان هم برای گویدو و هم برای توماس پر از فشار و استرس بود. عکس گرفتن و لبخند زدن مداوم و در همین حین ظاهر خود را حفظ کردن، با طرفداران گپ زدن و درخواست های امضای آنها را برآورده کردن.
ما باز هم برای طرفداران منتظر در سالن یک DVD با تکه هایی از اجراهای مختلف و برنامه های تلویزیونی تهیه کرده بودیم. تصاویر بر روی یک پرده نمایش بزرگ پخش می شد و زمان اضافه تا هنگامی که توماس روی سن می آمد را کمی کوتاه تر می کرد.
فورا بعد از اینکه همه عکس ها گرفته شد، همکاران گویدو همه وسایل را بردند و رفتند تا عکس ها را ظاهر کنند.
به نظر هواداران ثبت نام قبلی و کنترل کیف ها که امسال حذف شده بود، خیلی خوشایند بود و با این حال به جز چند مورد کوچک استثنائی حادثه ناخوشایندی رخ نداد.
امسال هم نمایشگاه اجناس برای طرفداران برگزار شد. در کنار تقویم جدید (این بار با عکس هایی از Stefan Pick، سفارش تلفنی به شماره 9100/02624 به قیمت 19.95 یورو همراه با هزینه پست) و عکس های بسیار زیاد و متنوع که می شد آنها را خرید، اجناسی هم از TA-Shop گذاشته شده بود. می شد تی شرت، Polo Shirts ، سوئیت شرت، پلیور Angora، فنجان قهوه، کلاه و حوله حمام را با قیمت های مخصوص پارتی سفارش داد، همین طور بقیه چیزها مثل Dvd-Collection و ساعت را هم می شد در همان جا سفارش داد.
بعد از اینکه توماس استراحت کوتاهی کرد(بالاخره او هم باید حالت چهره اش را دوباره درست کند ;-)  ) بالاخره پارتی حدود ساعت 17:00 شروع شد. توماس به حدود 600 طرفدار حاضر با گفتن"خوشحالم که شما اینجایید." خ.شامد گفت و اول از همه پرسید که طرفداران از کدام کشورها به آنجا سفر کرده اند. بعد از شنیدن صداهایی مثل لهستان، پرو، اسپانیا، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، یونان، تاجیکستان،...توماس با خوشحالی گفت: "پس ما باز هم بین المللی هستیم!" اما الان باید مشخص می شد که تاجیکستان دقیقا در کجا قرار دارد؟ وقتی توماس میکروفن را جلوی صورت Anja نگه داشت و از او سوالش را پرسید، او با گفتن " خب، خیلی دوره!" خودش را کنار کشید! ;-)
توماس با خوشرویی در این باره حرف زد که در هنگام عکس گرفتن در کنار چهره های کاملا آشنا، تعدادی هم چهره جدید دیده و با خنده پرسید آیا آنها اصلا می دانستند که امروز چه اتفاقی می افتد و آنها به کجا وارد شده اند: " ما حدودا 580 نفر دیوانه هستیم که به طور مرتب در هفته اول ژانویه ملاقات می کنیم و با هم تفریح می کنیم."
سریعا مشخص شد که پارتی برای بار هجدهم برگزار می شود که به عقیده ی توماس:"اوووه،ما امروز بالغ می شویم، حالا می توانیم رای بدهیم!" بعد او توضیح داد که در زمان عکاسی چهره های کاملا آشنایی را دیده و متوجه شده که ما همگی به تدریج بزرگسال تر و آرام تر می شویم... به همراه گویدو;-) به عقیده ی پیرتر شدن هم برای خودش مفهومی دارد و سخنی که در آن لحظه به ذهنش رسید باعث لبخند همه شد:"جوانها می توانند سریع تر راه بروند اما پیرها راه را می شناسند!"
توماس با لبخند گفت که او در جلوی کمد لباسها ایستاده بود و فکر می کرد که امروز چه بپوشد.او گفت که چند تا کت و شلوار راه راه و تعدادی هم پیراهن دارد که نباید باعث شود در forum ها تصور کنند او همان لباسهای سال قبل را پوشیده است. سپس شرح داد که برای پارتی امسال چه چیزی برنامه ریزی شده است.یک مصاحبه/میزگرد که در آن به سوالات طرفداران پاسخ می دهد، مصاحبه ای با آقای  Wolfاز کارخانه ی ساعت سازی Riedenschild و قرعه کشی با جوایز عالی و خاص برای هر قرعه. بعد از استراحت هم می خواست تا حدودی تنها و با نوازندگانش کنسرت کوچکی برگزار کند و یک برنامه ی موسیقی کاملا خاص اجرا کند، چون پیانوی بزرگ روی سن هم باید در آن بعدازظهر مورد استفاده قرار می گرفت.
در همین حین که او توضیح می داد دائم نگاهش به پیانو می افتاد و به کلودیا نگاه می کرد:"اُه، بله.حالا می شود دید که پیانو واقعا کثیف است.تو حق داشتی!" وقتی کمی بعد، از آخرین ردیف سروصدایی به گوش رسید، توماس خیلی خشک گفت:"این زن خدمتکار بود... که الآن غش کرده و افتاده" و همه ی سالن باز هم چیزی برای خندیدن داشتند.

Wir Sind Jetzt Volljährig!!!  -  Die 18. TA Fanclub-Party in Koblenz

از مدتها قبل ازپارتی، توماس فکر کرده بود که به چه طریق می خواهد به سوالات طرفداران پاسخ دهد. او از این موضوع که در سال گذشته تقریبا به عنوان تنها فرد صحبت کننده روی سن ایستاده و از روی سوالات خوانده و جواب داده بود، راضی نبود. بنابراین از ما خواهش کرد که روی سن برویم و او را در این قسمت از برنامه حمایت کنیم. تصمیم بر این شد که Astrid و Yvette از طرف توماس به روی سن فراخوانده شوند تا سوالاتی را که ما از قبل گردآوری کرده بودیم در یک میزگرد دوستانه مطرح کنند تا پرسیدن سوالهایی دیگر ما بین این سوالات هم ممکن باشد.
اگر اعتراف نکنیم که در ابتدا کمی تپش قلب گرفته بودیم دروغ گفته ایم. اما با جای گرفتن روی کاناپه، فورا این حالت از بین رفت. از قبل هم برایمان مشخص بود که از نظر زمانی پرداختن به همه ی سوالات بی شماری که به دستمان رسیده بود، غیر ممکن است به خاطر اینکه ما هنوز هم روی ثبت نام قبلی تماشاچیان حساب کرده بودیم .Astrid و Yvette نخستین سوالاتشان را مطرح کردند و تا حدودی هم جواب خیلی دقیق و جزئی از طرف توماس نادیده گرفته شد تا میزگرد سوالات با مدت برنامه هماهنگی داشته باشد.
طبیعتا سوالاتی هم از کلودیا و الکساندر پرسیده شده بود و خود الکساندر بعد از تردید اولیه به این سوال پاسخ داد که بابا و مامان با او چگونه رفتار می کنند. تازه بعد از اینکه دیگر چیزی به ذهنش نمی رسید به سمت مرکز سن تا صندلی توماس می رفت و از باغ وحش و Europark در Rust تعریف می کرد. وقتی که توماس هم خاطرات کوتاه و جالبی از پیک نیک در پارک Europark تعریف کرد، الکساندر دائما به یاد چیزهایی می افتاد و دیگر نمی خواست میکروفن را پس بدهد ;-) .
Kati درحین مصاحبه در حالیکه به یک میکروفن مجهز بود، به دنبال اعلام آمادگی در میان تماشاچیان می گشت که به طوری غیر منتظره بسیار اندک بود. به محض اینکه یک نفر خواست چیزی بپرسد و میکروفن را به دستش گرفت، گویدو علامت داد که مصاحبه به اتمام رسیده است. حیف شد ولی نمی شد کاری کرد.
به هر حال خوشحال شدیم که فقط واکنش های مثبت به این شکل پرسش و پاسخ دریافت کردیم. به نظر بعضی ها یک مقدار طولانی بود، ولی بعضی ها هم دوست داشتند که جزئیات و حتی چندین مسئله خصوصی درباره توماس و کلودیا بدانند. همیشه راضی کردن همه سخت است. ( تمام جزئیات گفتگوی جمعی در یک گزارش مجزا می آید.)
بعد از صحبت های زیاد، حالا وقتش بود که کمی موزیک گوش کنیم. توماس پشت پیانو نشست و آهنگ See The Show Again – بالادی از Barry Manilow- را که مسلما برای خیلی ها آشنا نبود، اما بسیار زیبا بود، خواند.
بعد از این میان پرده ی موسیقی، توماس آقای ولف را از کارخانه ی Riedenschild به روی سن دعوت کرد. اکثر شما می دانید که این کارخانه مجموعه ی ساعت توماس آندرس را تولید کرده است. در اولین مجموعه ساعت مردانه و حالا نظر به طرفداران زن بی شمار، دومین مجموعه با مدل زنانه در انواع مختلف.
توماس و آقای ولف توضیح دادند که چطور به این همکاری مشترک رسیدند. در سالن اول همکاران شرکت همه ی مدل ها را در یک ویترین به نمایش گذاشته بودند. به این ترتیب طرفداران می توانستند ساعتهای اصلی و اورجینال را ببینند و حتی آنها را همانجا امتحان کنند. در همین اثنا، گویدو هم جعبه ی جوایز را برای قرعه کشی به آنجا آورد. هر کس که شماره اش برنده می شد، می توانست از جوایز باارزشی نظیر تی شرت، پلیور، حوله ی حمام، فنجان و تقویم از TA-shop لذت ببرد. بقیه ی شماره ها همه جوایز دیگری مثل پوستر چسبدار TA یا عکس دریافت می کردند. حتی یک صندوق پست پلاستیکی و یک کارتون مقوایی بزرگ هم توسط توماس امضا شد و به میان مردم رفت. توماس،برای شوخی و خنده، تک تک جوایز را با دقت و به صورت شکیل گره می زد و به وسیله ی پست هوایی به میان سرهای دزدیده شده پرت می کرد تا آنها را به برندگان برساند. همین طور تصور توماس به عنوان" فروشنده ی پوشاک "خنده دار بود، چون او همه ی لباسهایی را که در قرعه درآمده بودند در ابتدا با ذکر مزیتهای آن به شکلی جذاب در زیر نور می گرفت. حالا ما مثلا می دانیم که حوله حمام پوشیدنی TA به تنهایی واقعا برازنده و قشنگ است و باعث خوش فرم نشان دادن تن می شود.
شماره های قرعه به صورت متنوع توسط Fabienne و الکساندر درآورده می شدند. این دو کوچولو نگاههای مشتاق زیادی را به خود جلب کرده بودند. وقتی توماس و گویدو به سرعت گفتند ما خیلی دیرمان است و دیگر وقت نداریم، Fabienne  به هردوی آنها تذکر داد:" به نظر من ما باید الآن به قرعه کشی ادامه بدهیم!" هر دو بچه در نقش خودشان روی سن احساس راحتی می کردندو حتی الکساندر توانست اعداد را از روی یادداشتها درست بخواند.
بهترین جوایز این بعدازظهر یک عکس بزرگ توماس آندرس و صرف غذای مشترک با توماس بود که در همان عصر انجام می شد وساعت توماس که از دستش به عنوان جایزه قرعه باز شد.
عکس از یک نمایشگاه یا به عبارت بهتر از یک مزایده بود که عواید آن به نفع جوانان بزهکار صرف می شد. از این پول باید هزینه ی کلاسهای آنها پرداخته می شد که در آن این جوانان بتوانند عکاسی بیاموزند. شرکتی که این عکس را به مبلغ 3000 یورو در مزایده خرید آنرا به گویدو داد تا در پارتی و در قرعه کشی به یک طرفدار واقعی توماس آندرس برسد. ما از صمیم قلب خوشحالیم که این جایزه ی عالی به Meike تعلق گرفت. گزارش او در مورد بردن عکس را در این سایت می توانید ببینید.
درست وقتی که توماس می خواست اعلام استراحت کند، گویدو با اولین دسته از عکسهای ظاهر شده آمد و اعلام کرد که توماس همه ی عکسها را در مدت استراحت امضا خواهد کرد که مسلما موجب تشویق و تحسین همه شد، اگرچه ما واقعا برای توماس متاسف شدیم.
در مدت استراحت ما اول از فرصت استفاده کردیم تا چیزی بخوریم و بنوشیم و کمی هم هوای تازه تنفس کنیم. اما آن داخل هم بسیار جذاب بود. نوازندگان و خوانندگان بک گراند توماس تست صدای کوتاهی برای کنسرت کوچکی که در پیش بود انجام می دادند. ما هم همگی از آهنگهایی که برایمان تدارک دیده شده بود، خیلی هیجان زده بودیم.
چیزی که باعث خوشحالی بعضی ها شد برای بعضی دیگر باعث تاسف بود. در حالی که اکثرا از این خوشحال بودند که توماس زمان بسیار زیادی را برای پارتی صرف می کند، متاسفانه تعدادی از هواداران مجبور بودند پارتی را ترک کنند، چون برنامه ی زمانی آنها کاملا جور در نمی آمد و باید به قطارهای رزرو شده شان می رسیدند.
بعد استراحت به پایان رسید و توماس برای شروع کنسرت به تنهایی پشت پیانو نشست......
 
ترجمه : شهرزاد
Source : TAO
  
 

نوشته شده توسط بنیامین در Mon 5 Feb 2007 و ساعت 0:51 AM                            
 
 

 Thomas Anders Fanclub-Party in Koblenz

با سلام ...
در این اپدیت گزارش کوتاهی از FC-Party امسال رو به نقل از سایت MT-Online اماده کردم. در این مدت منتظر سایت TAO بودیم... و چون این سایت خیلی تنبلی کرده و تا الان گرازش کاملی از این جشن نگذاشته .. مجبور شدیم همین مطلب رو در این پست بزاریم.


                                Bericht von der Thomas Anders Fanclub-Party in Koblenz  
                                               گزارش از Fanclub-Party توماس آندرس در کوبلنز

در روز شنبه 6.1.2007 توماس آندرس طرفدارانش را به Fanclub-Party همه ساله اش دعوت کرد.Modern-Talking-Online به خاطر شما در پارتی هواداران شرکت کرد تا برایتان اطلاعات جدید و اخبار تازه تولید کند.
Fanclub-Party در kulturfabrik در کوبلنز برگزار شد.شروع مراسم برای ساعت 14 برنامه ریزی شده بود .ازآنجایی که امسال برای اولین بار این امکان وجود داشت که بدون عضویت یا اعلام قبلی در   Fanclub-Party شرکت نمود، طرفداران بیشتری از فرصت استفاده کرده بودند تا شاهد این رویداد باشند، بیشتر از آنچه که برگزارکنندگان حساب کرده بودند.این باعث شده بود که زمان انتظار خیلی طولانی ای تا ورود داشته باشیم و تعداد صندلی های ناکافی و کمتر از جمعیت هم در سالن مشکل ایجاد کرده بود. به همین خاطر برنامه ی زمانی مراسم به هم خورد و شروع واقعی حدود ساعت 17 بود. جز برنامه ی ورود، جایی را هم جدا کرده بودند که می شد با توماس آندرس عکس یادگاری گرفت. هزینه ی عکس با هزینه ی ورودی محاسبه شده بود و می شد همان روز عصر عکس را با امضا به خانه برد.
در نخستین بخشFanclub-Party  توماس با حدود 600 نفر طرفدارانش که از نقاط مختلف آمده بودند احوالپرسی کرد و گفتگوی کوتاهی با آنها داشت. بعد نوبت به سوالات رسید.Fanclub توماس آندرس از قبل سوالات فراوانی را جمع آوری کرده بود که طرفداران مایل بودند بدانند. مهم ترین اطلاعات از دیدگاه یک طرفدار مدرن تاکینگ سوالی بود در رابطه با تشکیل دوباره مدرن تاکینگ برای اجرای کنسرت که اخیرا از سوی دیتر بوهلن مطرح شده بود. توماس به این سوال چنین پاسخ داد:
به طور خلاصه: " این موضوع دیگر تمام شده است! تشکیل دوباره مدرن تاکینگ وجود نخواهد داشت! دلیلش هم این است که من نظرم را نگفتم. نمی شود چیزی باشد فقط به این دلیل که دیتر بوهلن آن طور فکر می کند " آه، چقدر عالی می شد یکبار دیگر اینجا اجرا داشته و پول دربیاوریم." که من یک جورهایی احساس می کنم مجبور شده ام ساعت ها مصاحبه در این باره انجام بدهم. من اصلا علاقه ای به این موضوع ندارم! منظورم این است که باید برای همه شما روشن باشد که خیلی دور از ذهن است که من بار دیگر با او اجرا داشته باشم! هر کسی واقعا باید شخصیت داشته باشد و این برای من مهم است – احتمالا برای او مهم نیست- اما این یک مسئله دیگر است. فقط "این" (بازگشت) دیگر اتفاق نخواهد افتاد!
در رابطه با فعالیت های تک خوانی توماس آندرس هم اطلاعات زیادی بود:
توماس آندرس و تیمش بر روی یک ایده جدید برای شوها کار می کنند که دقیقا در نیمه دوم سال 2007 باید تست شود. اگر که موفقیت آمیز بود، می توان روی اجراهایی به همان شکل برای سال 2008 حساب کرد. اما واقعیت این است که اکنون اکثر تقاضاها برای کنسرت از خارج می رسد. شانس این اجراها در آلمان برای 2007 به همین دلیل کم است. تور کنسل شده لهستان برای تابستان 2007 از قبل برنامه ریزی شده است. در ژوئن هم یک کنسرت کوچک در Heilbronn برگزار می شود.
- توماس آندرس پی برده که در سایت های هواداران، علاقه زیادی به قسمت های کنسرت DVD وجود دارد و به همین علت می خواهد صحبت های ویژه ای را با شرکت ضبط انجام دهد که آیا می توان اجراهای روسیه سفید را برای انتشار یک DVD استفاده نمود.
- روی یک آلبوم جدید در سال 2007 قطعا نمی توان حساب کرد. آخر ژانویه تازه صحبت با شرکت ضبط آغاز می شود، اما انتشار آلبوم در سال 2008 در حال حاضر بسیار منطقی است. از نظر سبک هنوز توماس آندرس تصمیم قطعی نگرفته است. قبلا او گفته بود که آلبوم نه در ادامه Songs Forever خواهد بود و نه دنباله روی This Time.
او بیشتر می خواهد به این توجه کند که آهنگسازی و ملودی سطح بالایی داشته باشد تا تنظیمهای رایج و عادی کنونی.
- بچه ی دیگری برای خانواده ی آندرس در زمانی نزدیک انتظار نمی رود.
- Best Of Formel Eins   که توماس آنرا اجرا کرد، بعد از این مرحله به اتمام خواهد رسید. چون موضوع و ویدئوهای آخر بررسی شده اند و واقعا دیگر نمی شود چیز جدیدی ساخت مگر اینکه دچار تکرار شود.
- برای توماس آندرس پیشنهادهای زیادی برای پروژه های تلویزیونی داده شده است. او و تیمش اکنون سرگرم بررسی آنها هستند.هنوز هیچ چیز قطعی نشده است. در 13/1/2007 او در برنامه ی  Lafer!Lichter!Lecker مدرسه ی آشپزی متفاوتی برای افراد معروف، با Andrea Kiewel دیده خواهد شد.
- توماس آندرس تصمیم قطعی برای نوشتن یک کتاب نگرفته است. برای او این مهم است که خودش بنویسد نه اینکه کس دیگری اینکار را برایش انجام دهد. هنوز هیچ چیز قطعی نشده است. واقع بینانه این است که این طرح برای زمان میان مدت گذاشته شود.
- او سوالات تندی هم در مورد درآمد سالانه، یک رژیم غذایی ممکن یا کاری گروهی با system in blue را بدون پاسخ گذاشت و جواب واضح و روشنی نداد.
در قسمت دوم، توماس پشت یک پیانو نشست و یک آهنگ غیر معروف را،که خودش با پیانو آنرا همراهی می کرد، به صورت زنده خواند. در سومین قسمت Fanclub-Party قرعه کشی انجام شد. پسر توماس، الکساندر، وظیفه ی درآوردن قرعه ها را به عهده گرفت. جوایز قرعه کشی اجناس متنوعی از fanshop توماس آندرس بود. همینطور عکسهای پرینت شده از توماس آندرس. جایزه ی ویژه ی امسال که به یک مرد تعلق گرفت صرف شام با توماس آندرس بود. دومین جایزه یکی از ساعت مچی های توماس آندرس بود.
بعد حدود یک ساعت استراحت برای تغییر سن داده شد تا تجهیزات گروه نصب شده و تست صدا انجام گیرد.
چهارمین و آخرین بخش پارتی حوالی ساعت 2:30 آغاز شد که یک کنسرت کوچک بود که توماس برای طرفدارانش که به آنجا سفر کرده بودند اجرا کرد. اولین آهنگها را او به شکل تک خوانی پشت پیانو خواند. برای بقیه ی آهنگها یک گروه او را همراهی کرد. گروه دارای یک پیانو، یک گیتار، یک ساکسفون و دو خواننده ی زن برای بک گراند بود. بعضی آهنگها از آلبوم songs forever بودند. او دو آهنگ معروف مدرن تاکینگ را هم اجرا کرد: You're My Heart, You're My Soul و Cheri Cheri Lady. کنسرت تا حوالی 22 طول کشید.
در مجموع توماس حدود 10 آهنگ را خواند. در آخر هم توماس تا سال آینده از طرفدارانش خداحافظی کرد.     

ترجمه : شهرزاد

نوشته شده توسط بنیامین در Sat 27 Jan 2007 و ساعت 11:26 PM                            
 
 


     
Menu
Home Page
Email Me
Video List
Archive
 
Archive
آبان 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384

Link Partners
ThomasAnders Ali
Thomas Anders Voice
MT Will Survive
Anti Filter
Dictionary
Computer Learning
Shiraz City

Counter

Online User:
Total View: