تبليغاتX
MTVideos
 
    

 Dieter Bohlen überfallen und gefesselt 11.12.2006

سلام

مثل اینکه خبرهای دیتر خیلی داغه. برای همین توی این پست اول خبر کوتاه دزدی از خونه دیتر و بعد مصاحبه او با روزنامه بیلد و در ادامه هم یک مصاحبه کوتاه از توماس رو می خونید که راجع به بازگشت دوباره مدرن تاکینگ حرف زده است. امیدوارم لذت ببرید.

حمله به دیتر بوهلن و بستن او

امروز صبح، دوباره دیتر بوهلن قربانی یک حمله دزدی شد. دو مرد مسلح حوالی ساعت 8:45 دقیقه وارد ویلای او در توتنسن شدند. اول از همه باغبان بوهلن با تهدید اسلحه و چاقوی آشپزخانه دو مرد ناشناس مجبور شد که درب خانه را بزند.

مستخدم خانه بی خبر از همه جا راه دزدان را باز می کند و بعد باغبان و مستخدم با دست و پای بسته در آشپزخانه قرار می گیرند. بعد هم دیتر بوهلن و دوست دخترش فاتما کارینا به آشپزخانه برده شده و به همین ترتیب تهدید شده و دست و پایشان بسته می شود.

دزدان از بوهلن طلب اجناس قیمتی می کنند. هر دو مرد ناشناس ماسک اسکی داشته و با لهجه ای خارجی صحبت می کردند. در نهایت هم دو غریبه با اجناس دزدی متواری شدند. پلیس خیابان های اطراف را مسدود کرد و سریعا محدوده ای را تحت نظر گرفت.

پلیس دزدان را این طور توصیف کرده است: دو مرد جوان، هر دو حدودا با 170 تا 180 سانتی متر قد، آلمانی با لهجه کم خارجی، هر دو لاغر، پوشش های خاکستری پشمی برای صورت، شلوار های جین آبی، یکی از آنها ژاکت مشکی و دیگری کاپشن خاکستری پوشیده و یک کوله پشتی مشکی هم داشته است. یکی از دزدها با پیستول و دیگری چاقوی آشپزخانه با تیغه بلند مسلح بوده اند.

تصویر دزدان در اینجا هست.

اینکه دقیقا چه چیز از ویلا به سرقت رفته، هنوز مشخص نیست. در هر حال حدود 60.000 یورو از گاوصندوق دزدیده شده است. بر طبق اطلاع پلیس هیچ کس صدمه ندیده و حال همگی همراهان کاملا خوب است.

 

Dieter Bohlen im BILD-Interview

دیتر بوهلن در مصاحبه بیلد

اندکی پس از ماجرای دزدی دیتر بوهلن مصاحبه ای با روزنامه بیلد داشت.

دیتر " هنوز هم نفهمیده که واقعا چه اتفاقی افتاد". بوهلن ادامه می دهد: "این ناگوارترین ترس زندگی من بود. آن مردها مدام تهدید می کردند که به ما شلیک خواهند کرد. آنها با فریاد می گفتند که همه ما را می کشند. ما تا سرحد مرگ ترسیدیم."

وقتی که دزدان وارد خانه شدند، دیتر و کارینا در اتاق خواب طبقه اول خواب بودند. دیتر صدایی می شنود، شلوار لی اش را می پوشد و از پله ها پایین می رود، تا به اطراف نگاهی بیندازد. دیتر فورا به فکر نقاش افتاد که برای آن روز سفارش داده بود.

بوهلن چنین می گوید:" ناگهان دو مرد در جلویم قرار گرفتند. یکی از آنها پیستولی در دست داشت و دیگری یک چاقوی بزرگ". باغبان و مستخدم زن خانه دست و پا بسته در آشپزخانه بودند. "یکی از آنها اسلحه اش را به سمت سرم نگه داشته بود و دیگری چاقو را روی شاهرگ گردنم. بعد آنها دست و پایم را بستند. من باید پیش بقیه در آشپزخانه روی شکم قرار می گرفتم. یکی از مردها مراقب ما بود و دیگری به اتاق خواب بالا پیش کارینا رفت."

دوست او، کارینا که هنوز کوچکترین اطلاعی از حمله نداشت، در حالی که خواب بود با پیستولی که روی سرش قرار گرفت، بیدار شد "اگر سر و کله پلیس ها پیدا شود، به تو شلیک می کنیم." . یکی از مردان ناشناس این گونه او را تهدید کرد، قبل از اینکه کارینا را هم به پایین ببرد و دست و پایش را ببندد.

تقریبا 60.000 یورو از گاوصندوق به سرقت رفته است. بوهلن بیان می کند: "پول ها هنوز بسته بندی بود. من پول ها را به آنها دادم. اینکه دیگر چه چیزی برده اند هنوز نمی دانم."

بوهلن هم برخلاف همیشه پول نقد زیادی در خانه داشت. توضیح بوهلن این است:" پسرم به زودی 18 ساله می شود. می خواستم برای تولدش ماشین بخرم. در 27 دسامبر من و کارینا به Seychellen پرواز خواهیم کرد. برای این سفر هم مقداری پول از بانک گرفتم."

اما دزدان میلیون ها پول او را می خواستند که با این جواب تهیه کننده موسیقی مواجه شدند که او پول بیشتری در خانه ندارد. بنابراین کارینا باید به گروگان گرفته می شد و دزد دیگر با بوهلن به بانک می رفت تا او پول بیشتری بگیرد. وقتی بوهلن اشاره کرد که همه چیز به شکل ویدئویی کنترل می شود و به زودی پلیس به آنجا می رسد، دزدان عصبانی تر شدند." آنها دائما می گفتند که به من شلیک می کنند."

در نهایت، مردان نقاب دار با او به جلوی در خانه رفتند که از آنجا به کمک یک غلت روی زمین، بوهلن توانست فرار کند. "یکی از آنها با پیستول پشت سر من می آمد. او مرا هدف گرفته بود. شدیدا می ترسیدم که او از پشت به من تیراندازی کند."

بوهلن به سوی یکی از همسایه ها فرار می کند و از آنجا به پلیس اطلاع می دهد. او به خانه اش برمی گردد. اما هنوز خبری از پلیس نیست. در آن موقع او نمی دانست که آیا هنوز دزدها در خانه اش هستند. " بعد از اینکه پلیس بالاخره آمد سریعا به این نتیجه رسیدند که بهتر است از قسمت های مختلف به خانه وارد شوند. مردها دیگر رفته بودند. کارینا، باغبان و مستخدم من در این مدت خودشان را آزاد کرده بودند.

یوهلن که بارها قربانی دزدی شده، این طور می گوید:" هنوز نمی توانم بگویم چه طور ادامه خواهد یافت. اما یک چیز بدیهی است: همین امروز با سرویس امنیتی ام صحبت می کنم تا اقدامات امنیتی بیشتری اعمال کنم."

 

منبع: Bohlenworld

 

Interview mit Herrn Anders

مصاحبه با آقای آندرس


- آقای آندرس، باز هم با دیتر بوهلن می خوانید؟
- خیییییر! بوهلن بعد از اجرایش در روسیه گفته که برایش لذت بخش خواهد بود که باز روی سن بایستد. فقط اجرا داشتن با او برای من لذتی نخواهد داشت.

- اما پولی که از دستتان می رود؟
- هیچ کس مخالفتی با پول درآوردن ندارد. اما من بدون دیتر بوهلن بیکار هم نیستم. در سال 60 تا 70 اجرا دارم.

- هرگز دوباره مدرن تاکینگی در کار نخواهد بود؟

- خیر. من دیگر چنین چیزی را نمی خواهم. و همه این را درک می کنند. و اگر دیتر بوهلن با دوست دختر جدیدش اجرا داشته باشد و او را پشت کیبرد بنشاند. آن وقت دیگر هیچ سبک یا محدودیتی وجود ندارد. بوهلن باید کاری را که می خواهد انجام دهد، اما بدون من.

- و در مورد یک میلیون یورو؟
- نه! پول همه چیز نیست. من از سه سال پیش آرامش روحی باورنکردنی ای دارم. کارم را دوست دارم، روی سی دی ام و مفاهیم خودم کار می کنم. من با علاقه فراوان به همراه نوازندگانم روی سن می ایستم. همه جیز خیلی هماهنگ پیش می رود. راحت تر بگویم، دیگر دیتر بوهلن خود محور دور و برم نیست. دیگر به همه این چیزها نیاز ندارم، حتی در قبال تمام پول های دنیا.

- از نظر خصوصی وضعیت تان چگونه است؟

- به تازگی مسافرتی یک هفته ای با همسرم کلودیا به Mauritius داشتم. پسرمان الکساندر هم 4.5 ساله است و خیلی خوب رشد می کند. و در ضمن، بچه دیگری هم در راه نیست.

 

با تشکر از پروین عزیز بابت ارسال متن مصاحبه
 

 

نوشته شده توسط بنیامین در Wed 13 Dec 2006 و ساعت 10:32 AM                            
 
 

 31. "Verleihung des "Goldenen Lenkrads



                                             31. "Verleihung des "Goldenen Lenkrads                     
                               سی ویکمین مراسم اهدای Goldenes Lenkrad (فرمان طلایی)

                      


در 8 نوامبر 2006 براساس گزارش Bild am Sonntag در برلین، برای سی و یکمین بار مهم ترین جایزه اتومبیل آلمان، فرمان طلایی، اهدا گردید.
این بار حتی برای نخستین بار برای ماشین های بدون موتور یا به عبارتی ماشین های دست ساز چوبی. به عنوان مرکز اصلی و مکان فیلم برداری اراضی تست Pierlli و فیات در Balocco ایتالیا مورد استفاده قرار گرفت. آینجا در اوایل اکتبر"اتومبیل های جوان" در مقابل چشمان ریزبین منتقدانی قرار گرفتند که  از 25 داور از زمینه های مختلف فیلم، تلویزیون، فنی و نیز مسیر مسابقه تشکیل شده بود. آنها اکنون وظیفه شان این بود که در دو روزی که تست برگزار می شد، بهترین اجرا کننده صحنه های اتومبیل را پیدا کنند. همان طور که پارسال گفتیم، توماس باز هم عضو هیات داوران بود و از صبح تا شب تازه واردهای بازار اتومبیل را تست کرد.

                               
حدود 400 مهمان از شو، سیاست و اقتصاد در این مراسم باشکوه در Axel-Springer-Haus حضور داشتند و با علاقه مراسم و جشن اهدای محبوب ترین جایزه که توسط سردبیر BamS (Bild am Sonntag) ، Claus Strunz، اعطا می شد را دنبال می کردند.

جوایز در سرتاسر اروپا پخش شدند، چون یکی از آنها به اتومبیل کوچک انگلیسی Mini تعلق گرفت که در کلاس اتومبیل های کوچک از همه برتر بود. جوایز دیگر را اتومبیل سوئدی Volvo C30 در گروه کلاس فشرده Compact Lexus IS ژاپنی در کلاس متوسط و برتر، و VW Eos آلمانی به عنوان بهترین اتومبیل با سقف تاشو (Cabrio) از آن خود کردند. خوانندگان BamS هم این شانس  را داشتند که اتومبیل واگن دار محبوب خود را انتخاب کنند. برای انتخاب، 12 مدل وجود داشت. در انتها، تازه وارد آلمانی از Hymer در کلاس B با 24 درصد آرا برنده شد. فرمان افتخاری این بعدازظهر را رئیس آینده VW (فولکس واگن) دریافت نمود.


Christina Stürmer  با اجرای آهنگ راک خود تماشاچیان را در سالن هیجان زده کرد. از میان مهمانان، صدر اعظم آنگلا مرکل، Frank Elstner و Claus Strunz در یک گفت و گوی پرسش و پاسخ حضور یافتند.
برای برندگان "فرمان طلایی" از قبل یک مبارزه غیرعادی تدارک دیده شده بود. طی 10 روز هر یک از آنها باید یک ماشین دست ساز می ساختند. بنابراین آنها تحت شعار "هر کس ترمز کند، می بازد" در این بعدازظهر یک مسابقه کوچک دیگر هم داشتند.
در اینجا اصلا فرقی نمی کرد که یک یا چند مدل در پایان صدمه دیده باشد یا شکافی در لاستیک داشته باشد، چون این ماشین های مدل بعدا برای حراجی بیلد، "Ein Herz für Kinder" (قلبی برای بچه ها) به مزایده گذاشته می شود.

                     
"ما دو نفر قبلا هم این سعی را در زمان انتخاب بازیگران برای جیمز باند و Men in Black کرده بودیم... اما در نقش محافظان اتومبیل ژست خیلی خوبی گرفته ایم، مگر نه؟"

ترجمه : شهرزاد
Source : TAO

نوشته شده توسط بنیامین در Mon 27 Nov 2006 و ساعت 11:5 AM                            
 
 


     
Menu
Home Page
Email Me
Video List
Archive
 
Archive
آذر 1388
آبان 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384

Link Partners
ThomasAnders Ali
Thomas Anders Voice
MT Will Survive
Anti Filter
Dictionary
Computer Learning
Shiraz City

Counter

Online User:
Total View: